تیرماه 95
سلام دختر ناز نازی من. ببخشید که خیلی دیر به دیر برات پیغام میزارم. این ماه سر مامان خیلی شلوغ بود و همچنین یه یک هفته با شما و باباجون رفتیم مسافرت که واقعا واقعا به هر سه نفرمون حسابی حسابی خوش گذشت. برات عشق مامان چند تا عکس می زارم. در ضمن 27 تولدم بود که همینجا خودم به خودم تبریک می گم. اینم عکس شما و باباجون تو اولین روز اقامت در هتل. جیگر مامان تو رستوران. چند روز اول دخمل من روی این صندلی ها می نشست. کوچولوی من. جوجه کوچولوی در حالی که عینک بابا جونش رو زده بود. من و بابا عاشق قهوه های این بار بودیم و روزی حداقل یه بار اینجا میومدیم. ...
نویسنده :
neda
11:35



